![]() |
![]() |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 دی1387ساعت 16:16 توسط مهرداد |
|
|
روی ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به این که من دوست درام حتی یه لحظه شک نکن
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 12:24 توسط مهرداد |
|
|
عصری ایست غریب و آسمان دلگیر است افسوس برای دل سپردن دیر است هر بار بهانه ای گرفتیم و گذشت عیب از من و توست٬ عشق بی تقصیر است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 12:2 توسط مهرداد |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 20:23 توسط مهرداد |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 آبان1386ساعت 11:18 توسط مهرداد |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 آبان1386ساعت 11:17 توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 13:51 توسط مهرداد |
|
وقتي خاطره هاي آدما زياد ميشه ديوار اتاقشون پر عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه که نميتوني عکسشو به ديوار بزني
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 19:40 توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 19:36 توسط مهرداد |
|
|
گاهی دل اینقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره یه حرف خیلی ساده هم گاهی چقدر غم میاره |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 16:12 توسط مهرداد |
|
یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم انگار لب از چشمه مهتاب گرفتم هرگز نتوانی تو ز من دور بمانی چون عکس تو در سینه خود قاب گرفتم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 17:56 توسط مهرداد |
|
|
رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون دل بهاریم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون
وقتی نباشی...وقتی طرح صورتت،آهنگ صدایت...احساست...یادت...روبه رویم نباشد وقتی تو حتی خیال هم نباشی...باور کن،باور کن...حتی آن زمان هم می توانم روی آب نقاشیت کنم.باز هم منتظرتم تولدت مبارک
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 مرداد1386ساعت 18:41 توسط مهرداد |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 مرداد1386ساعت 18:24 توسط مهرداد |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 مرداد1386ساعت 18:9 توسط مهرداد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 16:57 توسط مهرداد |
|
|
کاش میدانستید......... زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست زندگی حس جاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشاگر آغاز حیات تا به جایی که خدا میداند.........
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 16:51 توسط مهرداد |
|
|
شاه دلـــم رو با تکت بریدی
واسه بردنت جُف شـــش آوردم
برو كه دیـگه کاری به کارت ندارم
برو که دیــــگه حال تو یکی رو ندارم
خیال کـــردی اگه تو نباشی میمیرم
حـالا که تو بــا این من قمار کردی
رفوزه ای چه بگيری صفر يا كه بشی بيست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 15:25 توسط مهرداد |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 15:24 توسط مهرداد |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 13:6 توسط مهرداد |
|
|
زندگي تكرار است /تكرار يك سلام /تكرار يك لبخند/تكرار يك واقعيت /تكرار يك آشنايي
و در آخر تكرار پايانها. اما اين را بدان چيزي كه در زندگي هميشه بدون تكرار تجربه ميشود عشق است و هر بار با يك معني و يك مفهوم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 فروردین1386ساعت 13:30 توسط مهرداد |
|
|
چه زيبا! گفتم دوستت دارم ! چه صادقانه پذيرفتي!
چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد ! چه ابلهانه! با تو خوش بودم ! چه کودکانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يک کلمه مرا ترک کردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم ! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ولي هنوز هم دوستت دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! .........................غريبانه....................... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 17:56 توسط مهرداد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 11:3 توسط مهرداد |
|
|
بی تو این روزای روشن واسه من تاریک و تاره وقتی بی تو تک و تنهام زندگیم معنا نداره از همون روزی که رفتی دل به هیچکسی نبستم فکر میکردم میرسی یه روز تو بی کسیم به دادم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 بهمن1385ساعت 18:25 توسط مهرداد |
|
باز هم امشب زير لب صدايت ميكنم اشك ميريزم، دو چشمم را فدايت ميكنم در نگاه خسته ات،دنبال حرفي تازه ام هر چه مي خواهي بگو ، من هم دعايت مي كنم خسته اي ،طاقت نداري ،پس رهايت ميكنم رفته اي،من مانده ام،در انتها ي عشق تو رفته ام قربان عكست،چشم زير پايت ميكنم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 بهمن1385ساعت 18:22 توسط مهرداد |
|
|
به تو مي انديشم به تو وخاطرات تو ... آن گاه كه سكوت خلوتم را با مروركردن كلمه كلمه جملات تو پر مي كنم حضورتودرلحظه لحظه زندگي من احساس مي شود! آن گاه كه ازكنارت مي گذشتم وتو... و توفقط گذشتنم را حس كردي توحضورمراباور كردي ولي چه سود آن گاه كه ديگر درپشت سرت نشانه اي ازردپاي من نبود ازتودورشدم..... دورشدم...... دورشدم...... ومرا باورنكردي چرا درباورمن تو د يگر نيستي ؟؟! نمي دانم كه چه كردم كه برايت محوشدم مرازنده كن! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 11:7 توسط مهرداد |
|
|
شاید این دوری ما از هم
که هردوی ما را غمگین کرده و ناچار به قبول کردن آن باشیم سودمند باشد....... چون چیزهای بسیار بزرگ را تنها می توانیم از دور ببینیم !
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 11:5 توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 دی1385ساعت 16:3 توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 دی1385ساعت 15:58 توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 دی1385ساعت 15:57 توسط مهرداد |
|
|
گاهي وقتا تنهايي اونقدر قيمتي است كه در نمي گشايم حتي براي تو كه سالها منتظرت بودم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 13 دی1385ساعت 15:53 توسط مهرداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
غریبه عاشقانه آقا مجید برای گریه ام زندگی گیتار عشق بهنام اس ام اس هاي با توپ عشق(ت) تنها |
|
RSS
|